ذهن معصوم دختران 19 ساله ای که در تنها با بوییدن دوست پسرهایشان غرق رویاهای عاشقانه و عارفانه میشود
و چشم های شهوت ران پسرانی که با لبخند دوست دخترها گاه و بی گاه آزادانه به سادیسم و مازوخیسم دوخته میشوند
و نیز ، من هم …
کودک درون
خوابی که امروز دم صبحی از بدمستی دیشب دیدم
در خانه ای شبیه خانه خودم بود با این تفاوت که
پایه های مبل و میزهام همگی شبیه پاهای دختران سکسی با ظرافت خاصی تراش خورده بودند
قاشق و چنگالای روی میز ، تابلوهای کلاسیک توی حال و حتی بک گراند لپ تابم ، همگی فوق سکسی شده بودند
فیلمهای پورنویی که در کتابخانه ای مجلل با وسواس زیاد جمع آوری شده بودند
و دختران نیمه عریانی از جنس مروارید در حیاط مملو از مار آنجا ، حمام آفتاب میگرفتند
P.s : مطمئنا دیشب ودکا رو با فالوده شیرازی قاطی کرده بودم
شخصیت یه مرد کاملا وابسته به خاطرات گذشتش نیست
تنها کافیه احساسات خستشو در حوضچه شهوت نرسیده ی جنده ها غرق نکنه
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
جنده هایی که شماره تلفنشون با 093 خورده ای شروع میشه
کودک من ، سحرگاه فردا ، به رسم فریب زاغک های پنیر به دهان ، بلاخیز خواهی شد
فردا روز پایکوپی روبه هاست
من یه عوضی ام
تکرار کن
آره
تا تو باشی که دیگر در آرشیو فیلمهای کودکانه من ، دنبال هنتای نگردی
احمق
تکرار کن
واسه چی میخندی ؟
آدمایی که با این طرز فکر زندگی میکنن که ” فردایی در کار نیست ”
واقعا جالبن
منو به یاد بیسکوییت تینا که بچگی هام ، موقع زنگ تفریح توی حیات دبستانم میخوردم میندازه
هر چند که یک چهارمش هم به زور میخوردم 
p.s : خدایی اونایی که نظر دادن ، کدومشون متن رو با دقت خوندن ؟
عزیزم
کدومش رو ترجیح میدی
روانی و یا فیزیکی
هرچند مطمئن نیستم به صورت روانی جواب بده
سعی میکنم تمام تلاشمو کنم
ولی قول نمیدم
P.S : رجو شود به خواب شما 318 ، بند خواب های شیطانی
خمیازه کشیدن و نگاه کردن به ساعت و تلاش برای دودره کردن مهمان سمجی که بین ساعت های 7شب تا 10 شب مزاحمتون میشه
واقعا حال به هم زنه
این وبلاگ منه
وبلاگ کودک درون من
در اینجا هیچ محدودیتی برای نوشتن چرندیات و جفنگیات در نظر گرفته نشده است
